ضیغمی - اگر پدر و مادرتان هر دو بازیگر بودند زندگی شما چه تفاوتی با سایر مردم داشت؟
ادامه مطلب
|
گفت و گوی اختصاصی خراسان با «دریا»ی شمس العماره:
ملیكا شریفی نیا: همه از من حال شكور را می پرسند!
چاپ شده درصفحه N08 سينما (روزنامه خراسا ن شمالي) ، شماره سريال 17411 ، تاريخ انتشار 880819 ضیغمی - اگر پدر و مادرتان هر دو بازیگر بودند زندگی شما چه تفاوتی با سایر مردم داشت؟ ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت
13:22 |
پیام های بازرگانی ؟!؟!؟!؟! هاچین وواچین بیابریم چین مصاحبه ای خواندنی بایک هم وطن مقیم چین فردادرهمین وبلاگ + نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت
13:9 |
عکس هایی ازبجنورد میگن یک آقایی معرکه گرفته بود.ماردرمی آوردودعامی فروخت به مردم گفت :این دعارابخریدبه بازوتون ببندید۴۰۰سال عمرمی کنیدمثل خودم که قیافه ام اگر۴۵ساله است حدود۲۰۰ساله دارم زندگی می کنم . یکی ازشاگرد۱۵ساله اش پرسید:استادراست میگه؟ شاگرد(وارث خالی بندی استاد)گفت :من بیش از۱۰۰سال نیست شاگردشم شایدراست میگه . وقتی این عکس رامی خواستم درمیدان کارگربجنوردبگیرم ازشاگردش پرسیدم؟استای تودرست نوشته که میوه هاش ارزون ترین درخاورمیانه است ؟ گفت :من یک ماهه شاگردم شایداستام همه خاورمیانه راگشته من خبرندارم.
ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت
14:36 |
گفت و گوی خراسان شمالی با جوان کارآفرین استان
كارآفرینی یك قاب نوشته و ... همین چاپ شده درصفحه N04 جوان (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17409 ، تاريخ انتشار 880817 علی نیا - کارآفرین، مترصد فرصت ها، ریسک پذیر و آینده نگر است. این عقیده «دانیال رضاییان» کارآفرین جوان و نمونه استان است که پنجره های دو جداره «UPVC» را برای جلوگیری از هدررفت انرژی تولید کرده است. به همین دلیل پای صحبت او نشستیم تا از خودش، ایده هایش و مسیری که پیموده است، بگوید. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت
6:25 |
این جاانگلستان است مصاحبه مارابا جوان ایرانی مقیم انگلستان یا پزشک بعدازاین می خوانید
عکس هایی که دروبلاگش(پزشک آینده) گذاشته بودوبلاگی دیدنی رانویدمی داد. سرگذشت ایرانیان مقیم خارج ازکشورهمیشه برایم خواندنی بود.چندسالی هم که درویژه نامه خراسان شمالی مشغول کاربودم به دنبال فرصتی بودم تاهربجنوردی که ازخارج کشوربرمی گشت بااومصاحبه ای انجام دهم .خوانندگان وبلاگم مصاحبه باخانم «ژیلاراسخ »رادرموردبلژیک فراموش نخواهندکرد،دوباره فرصتی شدتابایک جوان ایرانی 18ساله اهل تهران وساکن انگلستان که ترجیح می دهدبه اسم «پزشک آینده»معرفی شودمصاحبه ای انجام دهم. قبل ازتقدیم این مصاحبه بایدبه تواضع وفروتنی ایشان درمصاحبه اشاره کنم که به قول جوانان امروزی درحدتیم ملی بود.
ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در جمعه 15 آبان1388 و ساعت
4:26 |
عکس هایی ازبجنورد (۱۰) باباامان - بش قارداش ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت
10:0 |
معرفی یک چهره آرزوشیرین زبان مرتضوی - آرزو شیرین زبان در سال 1354 در شهر کلاله استان گلستان به دنیا آمد و از 6 سالگی به همراه خانواده به بجنورد آمد و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته الهیات و معارف اسلامی ادامه داد ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت
5:53 |
تکلیف من و وبلاگ ها
این هم یک مطلب خواندنی ازیک همشهری وخویشاوندخوب (وب باران)
همیشه معتقدم آدم باید تکلیفش با همه چیز روشن باشه . . . به همین دلیل امروز تکلیفم را تا حدودی با وبلاگ و وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی و وبلاگ . . . روشن کردم : ۱ـ وبلاگ هایی که شبیه دفترچه خاطراتی هستند که رو جلدش عکس قلب تیر خورده ست که قدیما اگر هم چنین چیزهایی نوشته می شد ، در سنین بین بچه گی و نوجوانی بود و البته الان محدوده ی سنی خاصی نداره !! مطالبش کاملا" خصوصی ست و برای خصوصی تر شدن آن رمزی هم نوشته می شه مثلا": ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 13 آبان1388 و ساعت
5:42 |
فریدون کنار- بجنورد
موضوع خاصی نیست اگرفرصت کردیدوخواستیدببینیداین تیتریعنی چی؟ به این آدرس مراجعه کنید.متوجه خواهیدشدشمالی های مهربان چقدرانتقادپذیرند http://www.freidounkenariha.persianblog.ir/ + نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت
11:24 |
یادگاری
سفر به عبودیت
چاپ شده درصفحه N07 دانشگاه (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17405 ، تاريخ انتشار 880812 غفوری - محو تماشای عظمت بی نظیر کعبه شده بودم و حال خودم را نمی فهمیدم که روحانی کاروان به همه گفت: سریع برای انجام اعمال آماده شوید. با توجه به این که در جلسه آخر آموزش های لازم را دیده بودم مضطرب نبودم. با این که نیمه شب بود، ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت
6:31 |
گشت و گذار
رویین
چاپ شده درصفحه N04 فرهنگ (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17404 ، تاريخ انتشار 880811 رویین یكی از روستاهای اسفراین است كه در 26 كیلومتری این شهر و 51 كیلومتری بجنورد قرار گرفته است. دهستان رویین، از نوع روستاهای كوهستانی دره ای است و در داخل رشته كوه های آلاداغ كه ادامه البرز شرقی است، قرار دارد. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت
6:21 |
سنگ نگاره های جربت؛ موزه ای در دل طبیعت خراسان شمالی چاپ شده درصفحه N04 فرهنگ روزنامه خراسان (شمالي) ، شماره سريال 17404 ، تاريخ انتشار 880811
زمانی که برای کارهای تخقیقاتی باآقای عباسیان دکترانصاری به کوه ودشت میزدیم یکی ازمناطقی که برای دیدنش خیلی سختی کشیدیم وچندبارتاپرتگاه مرگ رفتیم محلی بودکه سنگ نوشته های جربت درآن قرارداشت وشایدیکی ازافتخارات مااین بودکه برای اولین بارگزارش مفصلی ازاین اثرماندگارتهیه کردیم .اگرمااولین گروه بودیم ولی خوشحالم که خانم علوی خبرنگارروزنامه خراسان شمالی (امیدوارم که آخرین نفرنباشند)که به مصداق اوچوفرهادیکی گویدوشیرین گوید گزارش زیبایی تهیه کرده است که برای کسانی که علاقه به تاریخ دارندخواندنی است . علوی - نقوش صخره ای، چه به صورت نقاشی با گل احرا و مواد رنگی دیگر بر سینه صخره ها (بیكتوگراف) باشد چه به صورت نقوش حك شده بر سنگ (پتروگلیف)، در بسیاری از كشورهای جهان از جمله ایران كشف شده و بیشتر به دوره پیش از تاریخ نسبت داده می شود. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت
6:2 |
معرفی یک چهره...
فریبا الله وردی زاده چاپ شده درصفحه N07 فرهنگ (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17403 ، تاريخ انتشار 880810
مرتضوی - «فریبا ا...وردی زاده» مهر ماه ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 10 آبان1388 و ساعت
6:10 |
نكوداشت شخصیت های برجسته در مرحله كارشناسی قرار دارد
مفاخر ادب و هنر استان ناشناخته مانده اند
چاپ شده درصفحه N07 فرهنگ (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17403 ، تاريخ انتشار 880810
مرتضوی - خراسان شمالی از دیرباز مهد بزرگ مردانی بوده است كه در آسمان فرهنگ، ادب و هنر كشور تابیده اند. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 10 آبان1388 و ساعت
3:1 |
امام رضا"ع" از مشرق نگاه جعفرقلی زنگلی ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آبان1388 و ساعت
8:22 |
برای دیدن عکس های جمعه پائیزی دربجنوردبه این آدرس سربزنیدکاری مشترک ازیک زوج عکاس وخبرنگار http://www.khorasannews.com/newssource/17402-880809/pdf/N07.pdf + نوشته شده توسط احسان در شنبه 9 آبان1388 و ساعت
4:31 |
زنگ تفریح ۶ دونه برای کبوترحرم امام رضابودن هم سعادت میخواد میدونیدماخراسانی هایک سعادت بزرگ داریم واونم این که هرجامیریم می پرسندازکجائید؟ تامیگیم خراسان یادامام رضا(ع)می افتند؟ شيشه و چوب تو را از شيشه میسازد، مرا از چوب میسازد خدا کارش درست است، اين و آن را خوب میسازد تو را از سنگ میآرد برون، از قلب کوهستان مرا از بيدِ خشکی در کنار جوب میسازد در آتش میگدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد به سوهان میتراشد تا مرا مطلوب میسازد تو را جامی که از شير و عسل پُر کردهاش دهقان مرا بر روی خرمن برده خرمنکوب میسازد تو را گلدان رنگينی که با يک لمس میافتد مرا گرد سرت میچرخم و جاروب میسازد تو از من میگريزی باز هم تا مصر رؤياها مرا گرگی کنار خانهی يعقوب میسازد مرا سر میدهد تا دشتهای آتش و آهن و آخر در مصاف غمزهای مغلوب میسازد خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی يکی را شيشه میسازد، يکی را چوب میسازد محمدکاظم کاظمی اینم یک کارت عروسی ویاتکرارتاریخ عروسی خوبان ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در جمعه 8 آبان1388 و ساعت
6:38 |
مدتی این مثنوی تاخیرشد
سفرنامه عبودیت (۳) متعلق به آقای غفوری خبرنگارروزنامه خراسان شمالی به حجه که بااضافه کردن کمی چاشنی طنز(داخل پرانتز)تقدیم می شود ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت
9:32 |
راه های تقویت املا دروبلاگ بچه های کلاس اولی من مطالب ارزشمندی برای معلمان وجودداردکه مطلبی ازاین وبلاگ تقدیم پدرومادرهاومعلمینی که به دیکته اهمیت می دهند. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت
8:33 |
محمد حاتمی» در گفت و گوی اختصاصی با خراسان: قصه «دلنوازان» را نمی توانم لو بدهم! چاپ شده درصفحه N08 سينما (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17399 ، تاريخ انتشار 880805 ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت
13:15 |
نگاهی به چین اگردوست داریدتصاویری زیباازچین ببینیدبه این آدرس سری بزنید http://mosaaferesharghi.blogfa.com/ + نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت
6:35 |
پیامدهای كم توجهی به یك اثر ملی دیگر
بی مهری مسئولان مقبره «شیخ رشید الدین بیدواز» را به حاشیه رانده است
چاپ شده درصفحه N04 فرهنگ (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17398 ، تاريخ انتشار 880804 مرتضوی- مقبره شیخ رشیدالدین بیدوازی عارف قرن نهم هجری كه جزو آثار ملی به ثبت رسیده است در روستای بیدواز از توابع دهستان میلانلو اسفراین واقع شده است. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت
5:27 |
مصاحبه با خانم ژِیلاراسخ شاعرایرانی مقیم بلژِیک دردمردم بلژیک «بی دردی» است دردنیای وبگردی ،گذشته ازهزاران سایت ووبلاگ که یامطلب تکراری دارندیاکپی برداری است گاهی سرازسایت هاووبلاگ هایی درمیاریدکه دنیایی ازاحساس واندیشه درآنهاجریان دارد. خانم ژیلاراسخ برای کسانی که به وبلاگم سرمی زنندشخصیتی شناخته شده است که دومصاحبه قبلی ام راباایشان خوانده اندوهمان گونه که قول داده بودم مصاحبه ای هم خارج ازمسائل شعروشاعری باایشان داشتم که امیدوارم موردتوجه قرارگیرد. البته آن هایی که بابلژیک تاحدودی آشنایی دارندمی دانندکه این کشوریکی ازتولیدکنندگان آبجودردنیاست ومسائل عجیبی هم دراین کشوروجودداردمانندازدواج های عجیب وغریب که ممکنه گاهی شاهدازدواج انسان باحیوان هم باشید. به هرحال باملاحظاتی سئوالاتی راپاسخ گرفتم که امیدوارم موردپسندهمه قرارگیرد: ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 3 آبان1388 و ساعت
15:44 |
ویرانه؛ دورنمای بسیاری از كاروانسراهای استان چاپ شده درصفحه N03 گزارش (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17397 ، تاريخ انتشار 880803 عبدالهیان - كاروانسراها بناهای تاریخی هستند كه از گذشته به یادگار مانده اند؛ یادمان های فرهنگی كه گذشتگان بنا به ضرورت فرهنگی و اجتماعی زمان خود ساخته بودند. در این میان برای حفظ این بناهای ارزشمند لازم است علاوه بر مطالعه، بررسی، شناسایی و ثبت، مرمت و احیای آن ها نیز مورد توجه قرار گیرد. ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 3 آبان1388 و ساعت
5:25 |
دوشعرازدوشاعرهم استانی چه شد چه شد که حرف صمیمانه را نفهمیدیم؟ شهر غزل خوشم که زندگی ام دائما غم انگیز است نرسته غنچه ای اندر بهار زندگی ام فصول زندگی من تمام پاییز است بنای شهر دلم چون خرابه ای ویران بسان شهر نیشابور عهد چنگیز است به پهن دشت دلم ذره ای ز مهر نتافت نشان سینه من دشنه های خون ریز است غزل به کام دلم چون عسل بود شیرین به از لطافت شیرین عهد پرویز است مرید شاعر دل خسته ای ز جنس غزل مرید شاعر شهر و دیار تبریز است اگر به شهر غزل روکنی تو چون خادم یقین که تیغ کلامت برنده و تیز است قاسم مهرنیا(بجنورد) و
در بدو تولدم خشکسالی عجیبی بود مادرم می گفت: شیرش که خشک شد شیر خشک گران شد! شب پدر دعای باران خواند صبح سیل خانه خرابمان کرد و حالا که تو روز به روز شیرین تر می شوی من قندم بالا رفته است! بد شانسی از این بیشتر؟! + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 3 آبان1388 و ساعت
5:19 |
كاشی كاری هنری دیرپا و ماندگار چاپ شده درصفحه N07 فرهنگ (روزنامه خراسان شمالي) ، شماره سريال 17397 ، تاريخ انتشار 880803
معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری:
۵ نوع كاشی در بناهای استان استفاده شده است ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 3 آبان1388 و ساعت
5:14 |
داستان سفربه سرخررود فقط تونستم دریک وبلاگ اطلاعاتی درموردسرخرودبه دست بیارم که نوشته بود: «سرخ رود شهري ساحلي كه اكثرا به غلط نامش را سرخرود(تلفظ:سور خو رود) مي نويسند.مركزي بخشي بهمين نام .به همراه چهل روستاي بخش سرخ رود بيش از سي و يكهزار نفر جمعيت دارد. سرخ رود از توابع شهرستان محمودآباد بوده و شغل عمده ساكنان آن كشاورزي (برنج ) مي باشد. صيد ماهي باغداري پرورش گياهان و محصولات گلخانه اي پرورش ماهي دامداري و ... عمده اشتغال ساكنان اين بخش مي باشد و ...« بايد ديد!!!» دوست داشتم این شهرزیباراازنزدیک ببینم فقط یک روزفرصت داشتم که به این شهری که تعریفش راشنیده بودم برم.شب اولی که به فریدون کناررسیدم ازیک مامورنیروی انتظامی که جوان خوش برخوردی بودپرسیدم تاسرخرودچندکیلومتره ؟گفت :۴کیلومتر. صبح ساعت ۵وربع تصمیم گرفتم برم واین شهرزیباراببینم سرساعت حرکت راآغازکردم وبااحتساب ساعتی ۴کیلومترراه رفتن که سرعتم هست حساب کردم یک ساعت رفت یک ساعت ونیم هم برگشت (نیم ساعت برای خستگی)ساعت ۸برمیگردم به ویلاوبچه هاآماده صبحانه خوردن هستند. شروع به راه رفتن کردم جالب بودکه به جزقهوه خونه هاونانوایی هاکه مشغول راه انداختن محل کاربودندخیاطی هاهم بازبودند.برای اولین باربودکه به مسافرت بدون نقشه راههامی رفتم برای همین خواستم مطمئن بشم چندکیلومتره تااون جاازیک آقایی که منتظرتاکسی بودپرسیدم تاسرخرودچقدرراه ؟ گفت :خیلی راهه .پیاده میخوای بری؟ ازیک کارگرسرگذرپرسیدم : گفت :۷کیلومتره پیاده میخوای بری؟ ازیک مغازه دارپرسیدم. گفت :خیلی راه نیست ازنفربعدی . گفت :۴کیلومتره تصمیم گرفتم یک ساعت راه برم بعدازیکی بپرسم چندکیلومتره ؟درمسیرهم سوژه های خوبی برای عکس گرفتن بودومسیرراادامه دادم. تابلوی افتاده برزمینی که انتهای فریدون کناررانشان میدادمرامتوجه کردکه شهرتموم شده بایدبه سراغ شهردیگه ای که انشاء الله جزسرخرودجایی دیگه نباشه . ازیک نفرپرسیدم :چندکیلومترمونده تاسرخرود؟ گفت :خیلی راه مونده پیاده میخوای بری؟حدود۳کیلومترمونده . متوجه شدم که انگار۷کیلومتردرست بوده .باتوجه به این که بایدبرمی گشتم وساعت هم ۶ونیم شده پس بایدرفتن به سرخرودراموکول به برنامه ای دیگرمی کردم.برگشتم وسرساعت ۸رسیدم به ویلاوبساط صبحانه اماده بود. ساعت ۱۰قرارشدبریم به کتان تافته محل خریدخانم هاوحرص خوردن آقایان .گفتم :بچه هایک تاسرخرودبریم همین ۷کیلومتریه بعدبرگردیم بریم کتان تافته . مخالفتی نشدورفتم .کیلومترشمارراصفرکردم که در۷کیلومتری به سرخرودبرسم .رسیدم به تابلوی افتاده برزمین راهنمای پایان فریدون کنارگفتم :من صبح تااینجاپیاده اومدم.هنوز۲۰۰متری بالاترنرفته بودم که دیدن تابلوی سرخرودآه ازنهادم برآوردکه ای دادوبیدادمن اگرازنفرآخری نمی پرسیدم تاسرخرودچقدرراهه با۵دقیقه دیگه راه رفتن رسیده بود.خلاصه دوری زدیم ودوسه تاعکس گرفته وبرگشتیم ولی ازظاهرشهرمشخص بودکه میتونه به یک مرکزتفریحی وگردشگری فوق العاده ای تبدیل بشه .درسفربعدی حتمااین شعرراخوب خواهم گشت وشایدهم ویلایی دراونجابرای موندن اجاره کردیم . ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در شنبه 2 آبان1388 و ساعت
6:29 |
سفرنامه ای دیگر(فریدون کنار)قسمت دوم ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در جمعه 1 آبان1388 و ساعت
16:48 |
زنگ تفریح *من خط کش و تخته سیا را دوست دارم من بی الفبا هم خدا را دوست دارم این طفل بازیگوش شیطان را ادب کن در زنگ املاء گفته حلوا دوست دارم تصمیم کبری مال کبری بود خانوم من شیشه ی همسایه ها را دوست دارم فکرت اسیر درس و مشق و انضباط است از من نپرسیدی که انشاء دوست دارم حتی به شاگرد بغل دستی نگفتم آن خنده ها، آن اخم ها را دوست دارم بر چهره ات دود بخاری های نفتی آن سرفه ها، آن دود ها را دوست دارم یک روز روی میز تحریرت نوشتم آن روسری، آن کفش ها را دوست دارم می گفتم هرشب جای دلداری دستم آن ترکه ها، آن چوب ها را دوست دارم وقتی نوشتم روی هر خط یک جریمه فهمیدم آنجا نقطه ها را دوست دارم آخر نفهمیدم چرا من بی اراده فردای روز جمعه ها را دوست دارم ای کاش میشد چشم در چشمت بگویم خانم اجازه! من شما را دوست دارم. عليرضا سليماني ابن دل اگرکم است بگوسربیاورم یاامرکن که یک دل دیگربیاورم خیلی خلاصه عرض کنم «دوست دارمت» دیگرنشدعبارت بهتربیاورم آرزو: * متر سک بودن چه کار سختی است
ادامه مطلب + نوشته شده توسط احسان در جمعه 1 آبان1388 و ساعت
6:1 |
|
|