تبليغاتX
بجنورد1400
بجنورد1400
تاربخ وادبیات
علی دایی سرمربی تیم ملی ایران

علی دایی متولد 1 فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. او در حال حاضر در تیم سایپا بازی می‌کند و تا پایان جام جهانی 2006 بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود را در رشته‌ی متالورژی دریافت کرد. همچنین وی به تازگی ازدواج کرده است. علی دائی علاوه بر فوتبال در تجارت نیز مردی موفق بوده است. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستوران های متعدد است. دائی هیچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه دریغ نورزیده است. این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفته است، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستاره های افسانه ای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشته است. رکورددار گل ملی در تاریخ فوتبال، حتی زمانی که در بایرن مونیخ حضور داشت، با رفتار خاص خود به راستی جنتلمن بود. علی دائی امروز الگویی برای بسیاری از جوانان بلند پرواز ایرانی به شمار می رود. دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد و دوره‌ی خدمت نظام وظیفه را در تیم پاس گذراند. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. دایی بعدها به پیروزی تهران پیوست و سپس از این این تیم به اروپا رفت و به همراه کریم باقری به آرمینیا بیله‌فلد پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان از نقطه‌های اوج دوران او بود زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در باشگاه در سطح بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و نهایتا مدال نقره‌ی آن بازی‌ها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد. او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن 9 از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازه‌ی چلسی و یکبار دروازه‌ی آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه های اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود. وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بین‌المللی است. او هم‌چنین بهترین گلزن در تاریخ بازی‌های آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال 1998 هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبه‌ی اول قرار داشت.توحید مهدوی

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 2 خرداد1387 ساعت 5:3 |

معني برخي ازگل ها:

گل سرخ: عشق آتشین مرا بپذیر

گل میمون: یک بوسه می خواهم نه بیشتر

گل یاسمن: فداکاری در راه عشق خوشبختی می آورد

 گل لاله: تو دل مرا غم زده می خواهی

گل عباسی: تو سرچشمه امید و آرزوهای منی

گل بنفشه: همیشه به یاد من باش

گل اطلسی: نمی دانم مرا دوست داری یا نه؟

گل شب بو: در شب مهتاب رویت را می بوسم

 گل محمدی: تو را از صمیم قلب می پرستم

گل مینا: بی وفا به دلداده خود رحم نکردی؟
|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 2 خرداد1387 ساعت 5:3 |

پیامک ‘ smsپيام كوتاه

يك smsقديمي .این شعر از کیست؟

تا هستی من ز هستی اوست, تا هستم و هست دارمش دوست

1- سعدی

2- مولوی

3-حاج یونس فتوحی

4 -هیچ کدام

زندگی 3 تا پیچ دار

ه: تولد, عشق, مرگ,

تو پیچ دوم منتظرتم که تا پیچ سوم باهات بیام

 

تو چرا روز به روز چاق تر میشی؟ میدونی از کجا فهمیدم؟ آخه هر روز جای بیشتری توی قلبم باز میکنی

در ادامه ی جشنواره ی بزرگ ایرانسل
دمپایی پاره بیار - ایرانسل ببر

فرهنگستان لغت اعلام كرده: از اين به بعد به جاي واژه زشت و زننده«زن خراب» از واژه شيك و باكلاس «بانوي همگاني» استفاده كنيد

هیچ زمستانی ماندگار نیست حتی اگر همه شبهایش شب یلدا باشد

در ايران آمار مثل مايوي دو تکه است ، همه چيز را نشان مي دهد به جز چيزهاي اصلي !

به هالو میگن «سلام» ....

میگه علیك سلام ......

.

.

.

.

.

.

.

.

چیه ؟

.

.

.

.

من الان بالای يه برج وايسادم شوخی هم ندارم.
اگه بدونم دوستم نداری همين الان از همين بالا با آسانسور ميام پايين !

آن كبوتركه لب بام شماپرزدورفت

دل من بودكه امدبه شماسرزدورفت

 

تف

تف

آه

آه تف تف

تف

اوه اوه

كارخاصي نداشتم فقط مي خواستم شيشه گوشيموتميزكنم

 

توصيه اي ازيك داغ ديده :هرگزبه علامت آبي وقرمزشيرآب دستشويي ،اعتمادنكن .

 

بعضي وقت هاآن قدرحواست پرته وآن قدردرافكارت غرقي كه متوجه نيستي كسي بي قراره ومنتظره كه توازدستشويي بيايي بيرون

 

مي دونم تاsmsمياددعامي كني كه من باشم دعات مستجاب شد.

 

اگريادت كنم ديوانه ميشم

فراموشت كنم بيگانه مي شم

اگرتركت كنم مي ميرم ازغم

فراموشت كنم مي پاشم ازهم

 

علي زيبايي هرسرنوشت است

اگرالگوشودعالم بهشت است

 

ياعلي رفتم بقيع اماچه سود

هرچه گشتم فاطمه آن جانبود

ياعلي قبرپرستويت كجاست؟

آن گل صدبوي خوش بويت كجاست ؟

هرچه باشدمن نمك پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش كرده ام

حج من بي فاطمه بي حاصل است

فاطمه حلال صدهامشكل است

من طواف سنگ كردم دل كجاست؟ 

راه پيمودم پس منزل كجاست

كعبه بي فاطمه مشتي گل است

قبرزهراكعبه اهل دل است .

 

ازبرناردشاوپرسيدنددرعمرت چندسال تحصيل كرده اي ؟گفت:به جز2سال دانشگاه تمام عمرم راتحصيل كردم.

|+| نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 1 خرداد1387 ساعت 5:24 |

درسي كه آموختم

؛«فلان جمله من را تكان داد»، «فلان حكايت در زندگي من تحول ايجاد كرد»، «نصيحت پدرم كه به من گفت:... زندگي من را دگرگون ساخت». اين ها جمله ها و عبارت هايي است كه بارها و بارها از دوستان و آشنايان شنيده ايم به سراغ افرادي رفتيم و درس هايي را كه گرفته اند مرور مي كنيم. عادل تقي پور كه طلبه است مي گويد: در پاي منبري بودم عالمي بر منبر رفت و عبارتي را اين گونه خواند: يكي براي موعظه برمنبر آمد. يكي از حاضران ديد مسجد شلوغ است گفت قدري مردم پايين تر بنشينند. عالم از منبر پايين آمد و گفت من همين را مي خواستم بگويم مردم كمي پايين تر بنشينند. سخنان آن عالم كه با جمله «بزرگ ترين بت شكني، خودشكني است» به پايان رسيد در من خيلي اثر گذاشت زماني به اين جمله پي بردم كه در مصاحبه اي تلويزيوني گزارشگر از يك ورزشكار مسابقه قوي ترين مردان ايران پرسيد آرزويت در كوچكي چه بود؟ پاسخ داد: آرزو داشتم وقتي بزرگ شدم كوچك باشم. تواضع اين ورزشكار و توصيه آن عالم كه كمي پايين تر بنشينيد و خودشكن باشيد در رفتارم اثر خوبي داشت. حامد حيدريان كه دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي است مي گويد: جمله اي هرگز از ذهنم پاك نمي شود كه استادي در كلاس گفت و خواست در مورد آن مقاله اي بنويسيم جمله اين بود: «هر كه از هر چيز مي ترسد از آن مي گريزد هر كه از خدا بترسد به او پناه مي برد.» در زندگي ام اين نصيحت را هرگز فراموش نمي كنم و معتقدم كه بهترين پناهگاه خداست. فريبا ريحاني كه دانشجوي كارشناسي ارشد است در مورد درسي كه از زندگي گرفته است بيان مي دارد: در كتابي خواندم از فرزانه اي پرسيدند راه حقيقت چيست؟ ٣ بار با دست به ستوني زد و هيچ نگفت يكي از مريدان گفت يعني، «چون ستون راست و استوار باشد»، «چون ستون باركش باش و رنج ديگران بر دوش گير» و «در برابر حرف مردم ساكت و صبور باش».مهسا ياوري دانش آموز سال دوم دبيرستان مي خندد و مي گويد: گاهي تندروي مي كردم و يا زماني خيلي كارهايم را به كندي انجام مي دادم، پدرم به شوخي مرا نصيحت كرد و گفت: «در همه كارهايت ميانه رو باش جز در خيابان» و از ميانه روي، ضرر نكردم. مرضيه رحيمي مي گويد: يك روز پس از اين كه نتايج كنكور اعلام شد و ديدم اسم من در بين قبول شدگان نيست خيلي ناراحت شدم آن شب وقتي به درس هايي از قرآن، حجت الاسلام قرائتي كه از تلويزيون پخش مي شد گوش مي كردم جمله اي من را تكان داد. وي گفت: «هميشه اگر در كاري موفق شديد بگوييد الحمدلله اگر موفق نشديد بگوييد الله اكبر، خدا بزرگه» اين جمله آن قدر در من اثر گذاشت كه به بزرگي خداوند اميدوار شدم و با تلاشي ديگر آن قدر براي كنكور خواندم كه قبول شدم و ذكر الحمدلله بر لب جاري ساختم اگر قبول هم نمي شدم مي گفتم الله اكبر. رضايي كه راننده اتوبوس است مي گويد: من اهل نماز خواندن نبودم يك بار مسافراني را براي زيارت به جمكران مي بردم در بين راه براي نماز مسافران را مقابل آبشاري نگه داشتم مسافران به نماز مشغول شدند و با شاگردم در گوشه اي نشستيم مشغول خوردن چايي شديم. پسربچه اي توجهم را جلب كرد چهره نوراني داشت با آرامش وضو گرفت و در ٢ قدمي ما برروي سكويي به نماز خواندن ايستاد چنان نماز او بر دلم نشست و چنان چهره معصوم و پاكش دلم را لرزاند كه در برابر چشمان متعجب شاگردم وضو گرفتم و نماز خواندم. الان شايد بيش از ٣٠ سال از آن نماز تاثيرگذار مي گذرد و هرگز نمازم را ترك نكرده ام. سعيد محمدي مي گويد: معلم بودم و متاسفانه گاه گاهي دانش آموزانم را تنبيه مي كردم. براي همايشي ٣ روزه به مركز تربيت معلم قوچان رفته بودم برروي مقوايي با خط خوش نوشته بودند: دانش آموزان را تنبيه نكنيم و در زير اين جمله، يك بيت شعر نوشته بودند كه تا روز پاياني همايش مرتب كلمات اين شعر در ذهنم رژه مي رفتند كه پس از آن همايش ديگر براي تنبيه دست به روي دانش آموزي بلند نكردم آن شعر اين بود: لاله اش از سيلي ات نيلوفري شد آه آه شرم از آن رويش نشد رويت سياه رضا رحمانيان مي گويد: ضرب المثلي را در كتابي كه ضرب المثل هاي ملل مختلف در آن چاپ شده بود ديدم كه نوشته بود: «هميشه پشت سر قانون برو تا قانون روبه روي تو نايستد» اين ضرب المثل من را فردي قانون مدار بار آورد. اين ضرب المثل را جمله اي ديگر كه «اگر پليس نيست وجدان كه هست» تكميل كرد و سعي كرده ام در زندگي همين يك درس را رعايت كنم. مهدي. ع از درسي مي گويد كه زندگي اش را تغيير داد: در كتابي خواندم مدرسي در حوزه علميه تدريس مي كرد و شاگردها ديدند استاد در حين تدريس چند بار نيم خيز مي شود و مي نشست وقتي در پايان درس از ايشان سوال كردند چرا در حين تدريس نيم خيز مي شديد و حالت احترام به خود مي گرفتيد؟ پاسخ داد: «در حين تدريس طلبه سيدي در حال درس خواندن چند بار از جلوي در حجره گذشت و من به احترام سيد بودنش از جايم نيم خيز مي شدم اگر زود رد نمي شد مي ايستادم و به او احترام مي گذاشتم.» وقتي متوجه احترام گذاشتن به سادات را تا اين حد از يك استاد حوزه علميه ديدم متوجه شدم من به همسرم كه سيده است آن احترامي كه شايسته اوست نگذاشته ام و تصميم گرفتم كه احترامي بيش از قبل به او بگذارم كه احترام او هم به من بيشتر و كانون زندگي مان گرم تر شد. لنگري - ويژه نامه خراسان شمالي 14/02/87

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت 7:35 |

گفتم ،گفت

 

گفتم :مهلت 6ماهه استداربه كاركنان معتاددستگاه هاي اجرايي

گفت:اميدواريم بعداز6ماه منتظرخروج «هم شيره »هاازدستگاه هاي اجرايي باشيم.

 

گفتم :عرب دربرابرايران كوتاه آمد.

گفت:اگركوتاه نمي اومددرازش مي كرديم؟

 

گفتم :رئيس كل بانك مركزي :بانك هابراي حل مشكل مسكن روزه بگيرند

گفت:اذان وام به افق بانك مركزي

 

گفتم :اعزام اردوهاي راهيان نورفقط باقطار

گفت:پس قطاربجنورد – مشهدرازودترراه اندازي كنيد.

 

گفتم :تشكيل ميزسرمايه گذاري درخراسان شمالي

گفت:زيرميزي هم مي گيرند؟

 

گفتم :معاون عمراني استاندار:سايت اداري استان 15 سال ديگرهم به بهره برداري نمي رسد.

گفت:واي به روزي كه معاون عمراني اين حرف رابزنه.

 

گفتم :ساخت 7000واحدمسكوني توسط ايران درونزوئلا

گفت:حتمابراي ايرانيان مقيم اون جامي سازند.

 

گفتم : بازديديك ميليون نفرازنمايشگاه كتاب درروزاول نمايشگاه

گفت:چندنفركتاب خريدند؟

 

گفتم :كلاردشت منطقه گردشگري ياميدان تاخت وتاززمين خواران.

گفت:منطقه گردشگري زمين خواران.

 

گفتم :چراگوشت راگران مي خريم؟

گفت:چون پول داريد.گوشت چيه؟

 

گفتم :مالخرهالاستيك مسروقه نونوارمي كردند

گفت:به اين ميگن خلاقيت .معرفي كنيم به يكي ازجشنواره هاي علمي .

 

گفتم :بي خوابي برابرافسردگي است.

گفت:بي پولي هم پدرومادرش.

 

گفتم :مشكلات والدين ،كودكان رابي خواب مي كند.

گفت:خداكندكودكان مشكل نداشته باشندچون 2تابچه كافيه.

 

گفتم :بليت متروازاول خردادگران مي شود.

گفت:ازدوم خردادگرون مي شدبدنبودمي شدبه گردن جناحي انداخت.

 

گفتم :نرخ رشدبيكاري دانش آموختگان دانشگاهي ازافرادداراي ديپلم وزيرديپلم بيشتراست.

گفت:ابروبادومه وخورشيدوفلك دركارند بچه جان درس نخوان ليسانسه هابي كارند.

 

گفتم :تعرفه آب ،برق،گازبراي مصارف دولتي آزادمي شود.

گفت:خداكندنرخ خدمات دستگاه هاي دولتي بالانرود.

 

گفتم :مي توان ازتلويزيون برا ي رشدكودكان استفاده كرد.

گفت :به خصوص براي رشدگويش برره اي .

 

گفتم :3رئيس جمهورو8وزير

8درصدپيشرفت درآزادراه تهران - شمال

گفت :8وزير8درصدپس 100وزيربايدعوض بشه تاكارتموم بشه.

 

 

گفتم :مشق امروز،معلم عزيزم روزت مبارك

گفت :موعلم عظيضم روضت موبارك

 

 

گفتم :كتابخانه مدارس وانبوهي ازكتاب هايي كه به روزنيست.

گفت :كتاب خانه ياكتاب لانه؟

 

 

گفتم :انتقادمحمدرضاسرشارازبي توجهي مسئولان به ادبيات.

گفت :به ادبيات بي ادبي كردند؟

 

 

گفتم :70محل رخنه فساداقتصادي ،شناسايي شد.

گفت :چندتامحل داشته؟

 

گفتم :مهلت 6ماهه استانداربه كاركنان معتاداداري .

گفت :معتادان ببينندنتيجه مهلت 3ماهه به نانوايي هاچي شد.فكري براي خودبكنند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت 5:40 |

جشن سواد

 

بيست وششم ارديبهشت 87جشن الفبا(جشن سواد)دركانون شهيدباهنربجنوردبرپابودكه بچه هاي كلاس ياسمن(دختربزرگم) جشن فارغ التحصيلي خودشونومي گرفتند.

روي سن ،صندلي هاي سفيددرچهاررديف ومرتب چيده شده بودندودرجلوي سن عروسك هايي بالباس محلي ،مدرك وكلاه جشن فارغ التحصيلي ،چيده شده بود.مجري كه كلاس چهارم بودبه نام شهرزاددرلباس زيبايي توانايي خودش رادراجراباخواندن شعرزيرنشون داد:

به نام خداوندرنگين كمان

خداوندلبخند،مهر، مهربان

خداوندجان وخداوندرنگ

خداوندپروانه هاي قشنگ

قرآن رادانش آموزي باوقارومتين كه لباس سفيدي پوشيده بود باشعر:

قران كلام ايزدوپيغام سرمداست

قران نشان دهنده هرنيك وبداست

...

آغازكرد.

سرودجمهوري اسلامي باارگ نواخته مي شودوبه احترامش همه مي ايستند.

خانم عسگري معاون پرورشي دبستان به سخن مي ايستد:

امروزروزبه بارنشستن تلاش 9ماهه فرزندان شماست وبه سرمنزل مقصودكه فراگيري علم ودانش بودرسيدندواين هابه دست نمي آمدمگرباتلاش معلم خوبشون خانم مليحه بروكي رنج اوباتمام تلخي شهدي دادكه اين شاگردان خوب هستند.

چنددانش آموزازكلاس هاي دوم ،سوم وچهارم براي خيرمقدم خواندند:

سلام سلام آْي باباها  سلام سلام آي مامانا

خوش اومدين به جشن ما  جشن بزرگ شادما

ماكلاس فرشتگان كوچك   ميگيم به شماتبريك وتهنيت     زحمت كشيديدبرامون  گل مي ريزيم به پايتان  گل مي ريزيم به پايتان (كه باانداختن گل به سيوي مهمانان سنگ تموم گذاشتند.)

بچه هاي كلاس اول سرودزيرراخواندند:

ماكودكانيم شيرين زبانيم

تنهاوباهم كتاب مي خوانيم

مادردبستان شاديم وخندان

چون گل كه داردجادرگلستان

گفتارماخوب ،هركارماخوب ،باهركسي هست رفتارماخوب

تئاترارزشيابي توصيفي به بهترين شكل ممكن اجراشدبااين جمله كه دانش آموزدرپايان گفت :كاش مقايسه نمي شديم كاش بااين كاردشمن هم نمي شديم.

نوبت به من شدكه برم صحبت كنم :

سخت ترين كارسخنراني درجمعي است كه دومشكل برسرراه من قرارداده .يكي اين كه مخاطبان من ازكودك 7ساله تاباباومامان هايي است كه بعضي ازآن هاشايدحدود40سال هم داشته باشند.دوم اين كه قبل ازجشن ،قبل ازمراسمي كه همه انتظارش رادارندصحبت كردندخيلي مشكل است .همه براي جشن آمده اندحرف زدن رانمي پسندند.بنابراين چندلحظه اي بيش مزاحم نميشم .نظام خانواده مابه سويي درحركت است كه دبستان نزديك منزل رابراي كودك انتخاب نمي كنندبلكه به دنبال معلم خوب هستندوخداراشكركه همه شمابراين باوريدكه به دنبال خانم بروكي كه معلم توانمندي است رفتيد.

مااول مهرفرزندانمان رابه ايشان ومدرسه دنياي تربيت تحويل نداديم بلكه دل ،روح وقلب جگرگوشه هايمان راتحويل داديم كه سرنوشت آن هارارقم بزنند.گران بهاترين چيزكه همان ضميرپاك وبي آلايش فرزندانمان است به دست معلمي سپرديم كه به اواعتمادپيداكرده بوديم.

معلم خوب ،شاگردخوب است واين معلم هميشه درحال فراگيري بودتايادبگيردويادبدهد.

مي گويندخشت اول گرنهدمعماركج تاثريامي رودديواركج كه غلط است چون تا2متري هم ديواركج بالانمي رودوفرومي ريزدكه اگربرودتاثريا،نعمتي است چون يك اثرتاريخ ساخته ايم .شمامطمئن باشيدكه پايه فرزندانتان درامرسوادچنان محكم شدكه بتون آرمه شدن رابايدبرآن نام نهاد.

كدام معلم حوصله مي كند36دفترراشب درخانه بنشيندشكل سماورراببردبچسبانددورش رانقاشي كندتادانش آموزفرداچندحرف «س»رادرآن پيداكندورنگ كندجزمعلم عاشق؟

شاگرددركلاس يك ربع اول دل مي دهد،يك ربع دوم گوش مي دهدودريك ربع پاياني فقط چشم مي دهدولي حواسش جاي ديگراست .ظرافت ،خوبي كاروهنرخانم بروكي دراين است كه شاگردتاپايان زنگ دل مي دهدوخسته نمي شود.

اگرمي خواهيدببينيدفرزندتان چقدرتواناست اوراباشاگردان بسياري ازمدارس مقايسه كنيدتايقين پيداكنيدكه بهترين درخواندن ،بهترين درنوشتن وبهترين درمهرورزي هستند.

من تشكرمي كنم ازهمه كساني كه دراين مدرسه تلاش كردندازنيروهاي خوب خدماتي تامدير،معاون وخانم بروكي كه تلاشش راباهيچ كاري نمي شودجبران كرد.

اجازه بدهيداهميت كارمعلم كلاس اول رابااين شعربيان كنم :

روزي معلم كه خدايش دهادعمر

باخنده اي لطيف

ازگل لطيف تر

ازمن وبچه هاي دگردركلاس درس

پرسيد:

بچه ها

اي غنچه هاي پرطراوت بستان زندگي

اي گوشه هاي جگرمادروپدر

اي ذهن جمله تان به صفاي زلال آب

آيابودكسي كه بگويدبهين كتاب

چه نام داردوزچه روبهترين بود

چندلحظه اي سكوت وپس ازآن جواب

هركس به زعم خودسخني سازكردوگفت :

احمد:قران ،خزانه سخن پاك داوراست

محمود:نهج البلاغه گنج گهرهاي حيدراست

مسعود:نهج الفصاحه ،مخزن پندپيمبراست

نوبت به من رسيد

گفتم كه بهترين كتاب

رويش به خط خوش

ذرصفحه نخست

اين رانوشته بود

آب آب    باباآب

زيراكليدگنج هاي دگراين كتاب بود

آموزگارپير،پس ازمكث وخنده اي

گفتابه بچه ها:

اي غنچه هاي خوب

زيباترين جواب ؛اين جواب بود.

وخداراشكركه امروزكليداين گنج هاي بزرگ رااين معلم دراختيارفرزندان ماگذاشت .

به مهمانان گفتم دوست داريدبراي اين معلم كف بزنيدياصلوات بفرستيدكه كف زدندوبرلب ذكرصلوات هم داشتند.

نمايش تدريس زيبايي كارمعلم وشاگردرابه نمايش گذاشت كه معلم ازكلاسش حرف زدكه شاگردانش همگي باهم دوست بودندوبچه هايك به يك خودرامعرفي كردند(شعرهاهم سروده خانم معلمشون):

*اسم من هست آنيتا   يك دخترباوفا   خطم نظيرنداره

دفترام ديدن داره

*اينوبدون هنگامه   هميشه شادمانه    آروم وقرارندارم    رهبري رودوست دارم

*حاج خانم كلاسم   هستي خانومه نازم  بادوستانم چه عالي   من مي كنم همكاري

*نيكتاخانم من هستم     عاشق علم ودرسم

چون كه كتاب مي خونم   نكته زيادمي دونم

*منم ساراناصري     يك دخترايروني  دقت توي كارمه  چشم ، تكيه كلاممه

*سپيده خوش بيانم    من دوست بچه هايم   مثل گل شقايق   دخترخوب لايق

*نام منم فاطمه   يك دخترنمونه   يك دخترمسلمون   قرآن خون وباايمون

*نرگس دوست داشتني    شيرين مثل بستني   خيلي صداقت دارم  دوستامومن دوست دارم

*اسم من هست نازنين    به من ميگن بهترين    كتابمومي خونم   اينوخودم مي دونم

*اسم من هست يك نونا   دخترخوب ودانا   زرنگ هستم نه تنبل    عاشق ميزاول

*كشك خورتوكلاسم   ياسمن خانم نازم    عاشق شعروآواز  به خونم دلت بشه باز؟

*دوقولوهاي كلاسيم    شيطون ،ظريف ونازيم

هيچ وقت ودرهيچ كجا   ازهم نمي شيم جدا

*اوني كه به فكردرسه    مهتاي توكلاسه  اراده ام مثل كوه    عمره باشه مثل نوح

*فاطمه پورعباس   مودب توي كلاس  وظيفمومي دونم   خوش روومهربونم

*اسم من هست يگانه     يگانه دردانه   مليحه عقيده داره   كارهام نظيرنداره

*مرضيه خانم ساده     دختري بااراده   هستم هميشه سخت كوش    خوب ميدهم به حرف گوش

*خوش صحبت كلاسم   مبيناخانوم نازم

قوي وخوش رفتارم   ايرادنداره كارم

*من نگين داودي   راجع به من مي دوني  حساس ولي تميزم    پيش بچه هاعزيزم

*عاطفه عزيزم    نه بي ادبب نه لوسم   سئوال دارم هميشه    ذهنم آروم نميشه

*من زهراي مشتري    قوي توجمله سازي   تكليفم بهترينه   لياقتم همينه

*گاه خنده روگاه اخمو  دخترخوب ونيكو   توباغ مهربوني  سوگندهستم ميدوني ؟

*اسم من هست نازنين   به من ميگن بهترين    سبدسبدگل ياس   هستم زرنگ كلاس

*نشاط خانوم ريزم    خيلي زرنگ وتيزم   يك دووسه وچهار  اينوبه خاطربسپار

*اسم من هست پري ناز   يك دخترخوب وناز   حساسم ودل نازك   زبروزرنگ وچابك

*اسم منم ياسمنه    مثل گلي درچمنه   من تك هستم تودنيا   پرپرنشم خدايا

*من مهكامه نام دارم    يه دخترپركارم   ماننديك فرشته   كارهام به دل نشسته

*اسم من هست دلارا   خوبي دارم يه دنيا   خلاقم وبازي گوش     دختري خوب وباهوش

*اسم من هست نازنين   منم خوب وبهترين   فكرمي كنم هميشه     ازاين بهترنميشه

*به مه ميگن نگين جان   يك دخترپرتوان

زيباقشنگ مثل ياس    هستم زرنگ كلاس

*اسم من هستش مهشاد   يك دخترخوب وشاد

تپل وخنده رويم   مهربون ونمونه ام

*شادي خانم نازم    قصه هاي خوب مي سازم

لهجه من شيرينه   خيلي به دل مي شينه

*من فاطمه وحداني   كارهاموتونديدي   محبوبمك ومنطقي   چه دختردقيقي

*به من ميگن پريا   رفيق اين بچه ها  خيلي زياددارم هوش   گامي مي شم بازي گوش

*نگين خانم نازم    پي ببرين به رازم   بارون دونه دونه  نقاشيم هست نمونه

*منم زهره قشنگه  اون كه زبروزرنگه  آروم وكم صحبتم   توخانومامن تكم

محدثه شيرزاددكلمه زيبايي اجراكردكه بااين كلمات آغازكرد:

اي معلم اي خروش آبشارزندگي   ازنگاه گرم توواژه ،باريدن گرفت

شعرجشن سوادرابچه هاباهم خواندند:

كلاس مادوباره    شده پرازستاره

پرازگل وقاصدك   شكوفه وشاپرك

شده پرازپرنده     پرازصداي خنده

نقل ونبات ولبخند   گلاب وعودواسفند

كلاس ماشادشاد  ازغم وغصه آزاد 

درفاصله اي كه قرارشده خانم بروكي صحبت كنندپذيرايي انجام شددرظرف هاي يك بارمصرف موز،شكلات ،سانديس ويك دستمال كاغذي باسليقه چيده شده بودوزيباترازسليقه اين متن بودكه رويش گذاشته بودند:

«مقدم شمااولياي محترم رادرهمايش جشن قلم گرامي مي داريم برخودمي باليم زيراارباغستان دستانمان شاخسارهاي سبزقلم خارستان جهل راشكوفه باران مي كند.»

زيباترين صحنه اين مراسم زماني بودكه درحين پذيرايي خانم بروكي خودش رابه بالاي سن رساندوبه كمك دانش آموزي رفت كه نمي توانست سانديسش راباني سوراخ كند.

خانم بروكي به سخن ايستادكوتاه ومختصركه دوعبارتش زيبابود:

يادش به خيراون روزايي كه باتوبودم .

دروغ نمي گم مي ميرم براتون.

جشن بادعاي بچه هاادامه پيداكرد:

بااين دودست كوچكم    دست مي برم پيش خدا

بادل پاك وروشنم دعاكنم ،دعا،دعا

آهاي خدا،خدا،خدا

بشنودعاهاي مرا

دعابراي مادرم

دعابه شادي بابا

به خانه هاصفابده

به جان ماوفابده .

عروسك زيباي پرگل ،كلاه فارغ التحصيلي ومدرك پايان تحصيلات كلاس اول به تك تك بچه تقديم شدكه مدرك درقابي بسيارزيباوصحافي شده جاي گرفته بودودرسوي ديگرعكس بچه هاي كلاس بودندكه درعكس هردانش آموزعكس خوداوجداودرشت ترچاپ شده بود

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت 5:40 |

پيامك،sms،پيام كوتاه

 به پيرزن ميگن شوهرميخواي يامي خواي بفرستيمت مكه ؟

ميگه :مكه كه فرارنكرده.

 

زندگي بدون عشق مثل شلواركردي بدون كش مي ماند.